آرشیو وبلاگ
      وارونه
آفریدگار نویسنده: واورنه - ۱۳۸٧/۱۱/۱۸

من دیشب خواب خدا رو دیدم.

شاید هم خدا نبود. وقتی پرسیدم کی هستی تو،‌گفت من آفریدگارم.

خیلی خجالتی بود .. خیلی آروم و حتی ریزه. مهمتر این که بیشتر حس زنونه را القا می کرد تا مردونه. هرکی میمرد چشاش گیج میرفت ..

  نظرات ()
دوستان من مهرآئین لنگ‌دراز اعترافات My World آسمان آبی هارمونی آبی RED LINES آهو نمی شوی مکانی در آفتاب خواب زمستونی Fake Plastic Girl من، قهوه و تنهایی یک اشتباه معمولی آشفته بازاريست دلم،فكرم چرا هیچ وقت هیج چیز همین حالا نیست؟