آرشیو وبلاگ
      وارونه
  نویسنده: واورنه - ۱۳۸٧/۱۱/٢٩

١. به سادگی تموم شد. البته نه به همین سادگی که من میگم. اما تموم شد.

٢. یک سال گذشت به سادگی. و اعتراف می کنم که سخت ترین روزهاش همون ٣-۴ ماه اول بودند. روزهایی که همه چیز رو تو خودم ریخته بودم.

روز انفجارم رو یادم نمیره! و بعد غده که ترکید یا دفع شد یا هرچی ...

٣. کی می دونه که بعدش چی می شه؟

  نظرات ()
دوستان من مهرآئین لنگ‌دراز اعترافات My World آسمان آبی هارمونی آبی RED LINES آهو نمی شوی مکانی در آفتاب خواب زمستونی Fake Plastic Girl من، قهوه و تنهایی یک اشتباه معمولی آشفته بازاريست دلم،فكرم چرا هیچ وقت هیج چیز همین حالا نیست؟