آرشیو وبلاگ
      وارونه
Into my arms … نویسنده: واورنه - ۱۳۸۸/٦/۱۳

هیچ وقت نمیدونی/ نمیتونی بفهمی چی میشه!

شاید حق با تو باشه! اتفاق ها می افتن، داستان ها شکل میگیرن .. بازیگر ها عوض میشن ...

پیدا کردن یه آدم قدیمی حس خوبیه .. درک این که میتونه این آدم یه دوست باشه، حتی اگه یه عالمه فاصله باشه، حس بهتریه.

این که بدونی همه چیز رو به راهه.

این که ساعت 10 شب از خستگی خوابت ببره و 3 صبح از استرس کارهای نکرده از خواب پاشی و ببینی که یکی آمده و دیده خوابی و آهنگی رو که داشته پخش میشده ساکت کرده.

 

  نظرات ()
دوستان من مهرآئین لنگ‌دراز اعترافات My World آسمان آبی هارمونی آبی RED LINES آهو نمی شوی مکانی در آفتاب خواب زمستونی Fake Plastic Girl من، قهوه و تنهایی یک اشتباه معمولی آشفته بازاريست دلم،فكرم چرا هیچ وقت هیج چیز همین حالا نیست؟