آرشیو وبلاگ
      وارونه
On and on نویسنده: واورنه - ۱۳۸۸/٧/۱٧

Whatever happens I leave it all to chance

بحث می رسه به اتفاقی که یک سال و خورده ای (شاید هم بیشتر) پیش افتاده بود .. یه خاطره که در حین تعریفش جزییات بیشتر و بیشتری ازش یادم میومد و آخرش که تموم شد تمام اون احساس های بد در من دوباره زنده شد.

توی چشام معلوم بود که حالم عوض شده. حرف رو عوض میکنیم.

یهو به خیلی عقب پرت میشم .. خیلی عقب! به نصف الانم.

به همون گیجی .. به همون ندونستن .. به همون کوچیکی .. هیچی نمیشنوم فقط میخوام برگردم.

میکشم بالا خودم رو .. نمی خوام به اون روزا فکر کنم. چه برسه به حرف زدنش.

هر حرفی رو نمیشه زد؛ می شه زد اما نقطه بهینه اش رو اگه پیدا کردی و حرف زدی اون قشنگه!    

  نظرات ()
دوستان من مهرآئین لنگ‌دراز اعترافات My World آسمان آبی هارمونی آبی RED LINES آهو نمی شوی مکانی در آفتاب خواب زمستونی Fake Plastic Girl من، قهوه و تنهایی یک اشتباه معمولی آشفته بازاريست دلم،فكرم چرا هیچ وقت هیج چیز همین حالا نیست؟