تا مربم بیاید!

منتظرم مریمک بیاد یه سر اینجا!

و الا میرفتم زیر لحاف و یه کتابی که همه لابد ١٠٠ سال پیش خوندن .."و نیچه گریه کرد" و من تازه شروعش کردم رو ادامه میدادم.

من میدونم اگه یه بار دیگه به دنیا میومدم به جای درس خوندن حتما میرفتم سراغ ورزش و میچسبیدم بهش. اصلا حالم خوب میشه وقتی ورزش میکنم .. تمرکزم صد چندان میشه. تو این دو ماه که از کار افتاده بودم و هر از گاه شنا می رفتم داشتم دق میکردم. از قیاقه و آب استخر حالم بد میشه! که خودش نکته عجیبیه!!!

نه یه سال اینقدری زیاده. نه ۶ ماه ، نه دو ماه. اما این دو ماه خیلی طول کشید. آنقدر که فکر کنم یه سالی شده!

مریم برس! زورم میاد چون هم باید برم پایین قفل در رو باز کنم هم بدرقه اش کنم و در ها رو قفل کنم. :))

خیلی اسکیت هم ورزش عجیبه! من که هیچی ازش حالیم نمیشه و فقط در حد اینکه سر بخورم و خط مستقیم طی کنم هستم. اما این ملت که خفنن من رو مبهوت میکنن. بچه های نمایشی که واقعا شاهکارن! میچرخن رو نوک پاشون و میچرخن. میپرن .. رو یه پا یه مسیر طولانی رو طی مب کنن..اون یکی ها هم که فکر کنم استایل باشن، مثل دانشمند ها میمونن. خیلی ظریف و دقیق حرکت میکنن. خلاصه اگر من هیچی نشدم تو اسکیت بدونین برا اینه که محو ملت میشم. مخصوصا این فسقلی ها که از نصف من هم کوچکترن! فسقلی ها!

اما چرا عجیبه.. چون یه جورایی خودش می آد. خودش میاد که چه جوری باید دنده عقب برم یا دور بزنم. روز دومم بود اما انگار خیلی باهاش ارتباط برقرار کردم.

{مریم اومد و رفت}

 چقدر خوبه که فردا نباید برم سرکار :)‌آخیشششششش

شب بخیر

 

 

/ 2 نظر / 2 بازدید
mali

من همیشه به شفق میگم یه نکته ی مثبت یاسمن همین ورزشکاریشه! برییییییییم کوه! یا حداقل بریم بام... :)

مریم - خواب زمستانی

من عذرخواهی می‌کنم!