conjugation

 

 

je lui aimais, je lui aime, je vais lui aimer.

رفتم سنگ! جلسه 4. دستام داغونن از زخم .. دو لایه پوستش کنده شده! آنقدر افتضاح شده بود که رفتم چسب زینک اکساید خریدم و سه تا بند پایینی از دست راست و دو تا بند بالایی از دست چپ رو بستم تا آروم گرفتم ..

خدایا چی آفریدی ؟؟ یه لایه پوست می ره مرگ رو آدم جلو چشمش میبینه!

هنوز فراتسه یادمه .. نمی دونم لویی در جملات بالا به کی اشاره میکنه .. خیلی سرگشتهام خیلی.

وقتی دیشب گفتم از وقتی دوست قرانسویم رفته دیگه شام نمیخورم، فهمیدم با هم تو یه خونه زندگی میکردن .. شاید حسودیم شد ..که چرا ما تو یه خونه زندگی نکردیم.

میبینی چه متغیرم؟!

/ 1 نظر / 2 بازدید
سام

سلام وبلاگ جالب دارید خیلی قشنگ بود[لبخند]