برهه هایی تو زندگی هست که آدم همیشه منتظرشونه و مطمئن نیست که اتفاق بیفته.
یکیش این بود که موهای سفید و سیاهم قاطی بشه. همیشه احتمالش هست که یهو از یه جایی اون جلو ملو ها شروع کنه به سفید شدن! اما بزنم به تخته تا الان که قر و قاطی و در همه جای کله حضور سفیدشون رو نشون دادن!

حال خوبیه وقتی توی آینه نگاهشون میکنم! برق میزنن! هنوز نسبتشون خیلی کمه به سیاه ها اما آنقدری هم هست که گوشه کنار بهم میزنن که رنگ کن حیفه! سنت رو میبره بالا!
نمیدونن که این مو رو تو آسیاب سفید نکردم که بخوام به همین راحتی بدمش به رنگ. نمیدونن چه حالی میکنم با این پخشی شون. با این سفیدیشون.

خیلی دوستم دارن اما نمی دونن. 

/ 0 نظر / 6 بازدید