می تونم انعکاس زندگی رو تو سنگنوردی ببینم!

لحظه ای که باید تصمیم بگیری که دستت ول کنی سخت ترین لحظه است...

عادت داشتم که بهم بگه ول کن و بعد من ول میکردم .. اما این بار بهم نگفت ول کن! گفت خودت هر وقت خواستی ... و خیلی سخت بود..خیلی ..  آخرش به خودم گفتم شروع میکنم به شمردن و بعد به ٣ که رسید ول میکنم .. جیغ زدن هنوز بخش جدایی ناپذیر سقوطه!

جالب بود که وقتی اومدوم پایین دیدم قفل کارابینم باز شده و دهنه اش به سمت بیرون آمده و کیپ شده!!! نسرین چشاش چهار تا شده بود .. در طی عملیات باز کردن، دستم برید :))

/ 0 نظر / 4 بازدید