بارها شنیدم که اگه یه رفتاری٬ اخلاقی٬ ویژگی چیزی در اطرافیانتون رو مخ شماست این براتون یه زنگ خطر باشه برای اینکه عمیقا در درونتون شما این ویژگی رو به صورت سرکوب شده دارین!

حالا نمیدونم این که این اسناده انقدر روی مخ من میره برای اینه که من هم مثل اون عقده دیده شدن دارم یا نه!

از نظر من مشکل برقراری ارتباط داره. انگلیسیش خوبه اما درست نمیتونه حرف بزنه. لهجه ای داره که همه تقریبا باهاش مشکل دارن. وقتی عادت کنی به لهجه اش تازه میتونی نصف کلمه ها رو بگیری. کلا زیاد با گروه تعامل نداره. فکر کنم برای اینه که هر وقت حرف میزنه یکی باید حرفش رو برای مخاطب تکرار کنه.
خدا نکنه کارت بهش بخوره..پوست میکنه! برای یه تمرین مسخره همون ترم اول پوست من رو کند. هی میگفت دوباره باید بفرستی.  تمرینی که اصلا ارزش نداشت. یا در طی دو هفته گذشته هی میگه بیاین جلسه بگذاریم برای این درسی که استادم و خودش این ترم با هم ارابه کردن و حل تمرینش هم با منه٬ هی روز تعیین میکرد و هی کنسل میشد. میدونین وقتی جلسه شروع شد چی گفت: من که حرفی برای زدن ندارم .. خواستم ببینم شما چی میگین!!! کارد میزدین خونم در نمی اومد!
یه چند تا حرکت قشنگ دیگه هم ازش دیدیم که روان رو سوهان میزنه هر بار بهش فکر میکنم.


از اینکه خودم این قدر رقت-بار باشم به خودم میلرزم. 

الان داره ارایه میده و من حتی نمیخوام صداش رو بشنوم!

/ 1 نظر / 5 بازدید
هارمونی

از پستی که وسط ارایه اش گذاشتی معلومه که چقدر نمیخواستی صداشو بشنوی! ضمنا این خصوصیاتی که گفتی ما که تو شما چه عمیق چه کم عمق ندیدیم.