١. به سادگی تموم شد. البته نه به همین سادگی که من میگم. اما تموم شد.

٢. یک سال گذشت به سادگی. و اعتراف می کنم که سخت ترین روزهاش همون ٣-۴ ماه اول بودند. روزهایی که همه چیز رو تو خودم ریخته بودم.

روز انفجارم رو یادم نمیره! و بعد غده که ترکید یا دفع شد یا هرچی ...

٣. کی می دونه که بعدش چی می شه؟

/ 0 نظر / 2 بازدید