اون ور خط اونه که خیلی کوچولوه! 100 بار باهام خداحافظی میکنه اما باز یه چیزی یادش میاد و ادامه میده. تهش میگه توی اتوبان همت یه جاییش فرفره های رنگی گذاشتن روی چمن ها. از اون فرفره هایی که زمان بچگی هات بود. باد که میاد آی میچرخن آی میچرخن. آی یادت میکنم آی جات رو خالی میکنم.

این ور قصه منم که سعی میکنم احساساتی نشم. نه جدیه جدی، نه خیلی احساساتی، با یه شدتی از اون وسط ها یه جواب میدم و قطع میکنم . میگم آدم نمیشم.

/ 0 نظر / 6 بازدید