من و پروپوزال پی-جی-آر-اف

اینجا توی دانشگاه کار اداری کم کردم! یعنی از نظر من و در مقایسه با تجربه ام در ایران اصلا کار اداری محسوب نمیشه! چون همیشه کارمند ها خیلی کمک کردن و کار رو تسریع کردن.

فردا ددلاینه یه پروپوزاله برای گرفتن بودجه برای رفتن به کنفرانس. ۵ شنبه تصمیم گرفتیم که اپلای کنم. جمعه که رو به موت بودم. شنبه که روز تعطیله! ( گرچه اون نصف اون هم  به تحصیل علم گذشت) دیروز ۵ ساعت نشستم سرش. فرم رو پر کردم. توی این فرم یه قسمتی هست که پیش بینی بودجه باید کنی. برای همین باید برای هر موردی چند تا قیمت بگیری و بعد بگی اینی که من میخوام بگیرم از همه ارزون تره و اگر نیست توجیه کنی که چرا! یه سری قیمت برای هتل٬ ثبت نام کنفرانس٬ رفت و آمد درون شهری و ویزا درآوردم. اما برای بلیط حتما باید قیمت رو از آژانس هایی که دانشگاه میگه بگیریم. اونا هنوز نفرستادن! تازه یه بخشی داره این پروپزال و اون هم اینه که برای اینکه شانس قبولی بره بالا بهتره یه آزمایشگاه اون دور و برای کنفرانس پیدا کنین و بگین من میخوام اونجا هم برم. این جوری ارزش افزوده سفر رو بالا میبری و سفراز نظر دانشگاه موجه تره. خب٬ ما آزمایشگاه رو پیدا کردیم. باید یه سری مکاتبه و دعوت نامه از طرف اونا ضمیمه کنیم. هه! استاده که میخوایم بگیم میریم دیدنش اینجاست الان! ماری٬ درست نشسته روبروی من! من تا حالا باهاش به جز ۳ جمله حرف نزدم. از همه بدتر مارک امروز نیومده. براش صبح ایمیل زدم جواب نداده. نمیدونم چی کار کنم. یه جاهایی توی فرم لنگ میزنم.

معمولا قبل جلسه هفتگی گروه برای برنامه دورهمی بعدازظهر ایمیل میزنه! مارک کجایی؟ 

نه!!!! همین الان ماری با یکی دیگه از استادها رفت بیرون!!! نه ماری نرو!
اصلا مسخره است این پروزاله! من از الان برای کنفرانسی که توی اکتبره و هنوز یه خط هم نخوندم راجع به کاری که براش قراره بکنم درخواست بودجه کنم.
لعنتی تاریخش می افته توی ۶ ماه آخر بورسم معمولا خیلی به دانشجو ها توی این دوره پول نمیدن میگن الان وقت تز نوشتنه! همش مسخره است. قدیمی تر ها ( کسایی که ۷ سال پیش شروع کرده بودن) میگفتن اون زمانها این مسخره بازی ها نبوده! هر کی دکتراشو شروع میکرده ۱۲ هزار دلار داشته توی حسابش و هروقت که میخواسته درخواست رو پر میکرده. پول هر کس جداگانه براش نگه داری میشده و هیچ رقابتی برای گرفتنش نبوده! اما خوب وضع دانشگاه ها داره خراب و خراب تر میشه .. از این ور و اون ور دارن میزنن! تعداد دانشجوهایی که دارن میگیرن کم تر و کم تر میشه! به قول یکی از بچه ها تعداد استادها از دانشجوهای دکترا داره بیشتر میشه! 

همه اینا رو گفتم که بگم آدم یادش میره که هیچ وقت توی مملکت خودت بهش از این بودجه ها نمیدادن. 

خیلی دلم میخواد این بودجه تصویب شه. کارم به کنفرانس برسه و قبول هم بشه!
ماه های خوبی رو جلوم دارم! به قول بارنی: Challenge accepted! 

پی نوشت: یوهو مارک هر جایی که هست پای کامپیوترشه! الان برام جواب سوالهای کلاس حل تمرین رو فرستاد! گیرم که که فرم رو از راه دور اصلاح کنه! سه شنبه ها که نمیاد! کی امضاش کنه؟ خودش هم باید یه گزارش ضمیمه کنه! نه خدای من! 

/ 0 نظر / 6 بازدید